احمد غزالى
48
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
نبود . و هر پنج حس همچنين است - حضور محسوسات شرط بود تا ادراك صورت بندد . و در تو چيزى هست كه آن محسوسات ادراك كند در حال غيبت ايشان . مثلا صورت فرزندت احمد - حفظه اللّه - ادراك كند اگر چه غايب بود ، و بوى مشك ادراك كند اگرچه مشك حاضر نبود ، و همچنين آوازى و طعمى ادراك كند . اين را خيال گويند كه اين ادراك كند . و اگر اين يكى نبودى آن هر پنج قليل الجدوى 7 بودى . فسبحان الفاطر الحكيم . « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » . ( 6 / 96 و 36 / 38 و 41 / 12 ) . پس در باطن تو ، اعنى در دماغ تو ، چيزى هست كه حفظ آن محسوسات مىكند تا در غيبت آن محسوسات را ادراك توانى كردن . ديده قرآن از مصحف آنگه بر تواند خواند كه مصحف حاضر بود . و ليكن اين نقطه بىحضور مصحف از حفظ برتواند خواند . و چيزى ديگر در دماغ هست كه قبول آن صور مىكند . و كس بود كه صور قبول كند و ليكن حفظ نكند ، كه چون اين نامه مثلا برخواند همه قبول افتد و ليكن حفظ نگردد .
--> ( 59 ) - تو PM : - I - - چيزى هست PI : چيزيست M - - كند : كنى I - - ( 66 ) - را : - I - - ( 67 ) - از مصحف آنگه M : آنگه از مصحف PI - - برتواند M : تواند PI - - كه M : - PI - - حاضر IP : حاظر M - - ( 67 - 68 ) بود و ليكن M : بوده ليكن PI - - ( 68 ) - خواند : - I - - ( 69 ) - صور M : صورت PI - -